نقد کتاب لشگر شکست خورده کلمات ، آیدا عمیدی

لشگر شکست خورده ی کلمات (آیدا عمیدی ، نشر مروارید ، 1393) در همان خوانش اول خواننده را به تماشای توالی تصاویری بدیع می کشاند و ما را با شعری روبرو میکند که به دنبال دوری از امور کلی و انتزاعی ست و سعی خود را معطوف به تجسد بخشیدن به مفاهیم ذهنی کرده است.

همین نگاه اولیه برایم قانع کننده بود تا برای درک و نقد این کتاب به وجوه مشترک و متفاوت شعرهای آیدا عمیدی در این کتاب ، با آنچه به نام مکتب ایماژیسم و شعرهای ازرا پاوند و الیوت می شناسیم بپردازم.

پایم را به زمین می کوبم / و غبار خیابان ترک می خورد / لشگر جانوران ، از غبارهای شکسته بیرون می زنند ، ص9

منشاء ایماژیسم را مکتب سمبولیزم می دانند به طوری که در اینگونه اشعار هر شیء به طور طبیعی یک نماد است و بیان مستقیم اشیاء در قاب تصاویر ، با مکانیزمی خودکار ، در ذهن استعاره ها را تولید می کند ، اما در عین حال در ضدیت با سمبولیزم ، ایماژیسم از بکارگیری سمبل های ازکارافتاده و کهنه به شدت دوری می کند و در واقع در این نوع شعر ، برهم کنش تصاویر عینی ست که انتزاع را خلق می کند. همانگونه که در سه سطر آغازین کتاب به روشنی چنین رویکردی رخ می نمایاند و از ترکیب تصاویر پای کوبیدن ، لشگر ، شکسته و غبار ، استعاره ها جان می گیرند و از مفهوم درونی شدن پایان یک هیجان تهاجمی و ماندگی اندوه در درون شاعر حکایت می کنند.

در واقع ظهور سمبولیسم مدیون گفتگو و تقابل با رمانتیسیسم است و از همین رو بسیاری از ویژگی های آن و به تعاقب اش ایماژیسم و مدرنیسم از میان این تضاد و تقابل شکل گرفته اند. در اروپای پس از جنگ جهانی ضدیت با برخورد احساسی با جهان و درون گرایی رمانتیک ، در مسیر ابژه کردن خودِ انسان ، ضمیر “من” را از شعرها زدود و بجای آن این “او” بود که سطرها را به تصاحب خود درآورد. اما لشگر شکست خورده کلمات همچنان با محوریت “من” به پیش می رود که شاید بازنمود عینیِ شرایط اجتماعی در زمان و مکان ماست:

ناقوسی در من به صدا درآمده / روحم کجاست؟ / قلبم؟ / و آن مرد تیغ بدست که در سرم زندگی می کرد؟ ، ص12

از دیگر مشخصات شعر ایماژیستی ، فشردگی زبان است ، نوعی اقتصاد زبانی که به ارائه مستقیم تصاویر بدور از واژگان تزیینی مشغول است. زبان در چنین شعری آزادانه و خلاقانه بکار گرفته می شود و وامدار زبان روزمره ی مردم است. با چنین ویژگی زبانی ، امر آشنایی زدایی نه در زبان که از وجه تصویرهای نو و غافلگیر کننده در شعر به عینیت می رسد. از این منظر نیز آیدا عمیدی به شعر تصویرگرا نزدیک شده است ، گرچه در بسیاری از سطرهای کتاب همچنان می شود فشردگی بیشتری را توقع داشت:

جنگِ تو دریا را سیاه خواهد کرد / ماهی ها و غواص ها را خواهد کشت / ماهی گیر ها را / و مرا که دریای سیاهی را به همه جای زمین می برم ، ص15

آنچه که الیوت ، مالیخولیا در شعر می نامد شاعر را وامی دارد تا با نگاهی تازه و کودکانه به اشیاء ، اشیاء غیر واقی و ذهنی را عینی و حقیقی کند ، آنان را در محور همنشینی به شکلی گاهن بی ربط در کنار یکدیگر بگذارد و از از بی معنایی ظاهری سطرها استعاره و مفهوم پدید آورد. میزان پرتابی بودن و در عین حال تخیلی بودن تصاویر در توالی شعر ، احتمالن یکی از وجوه تفاوت در شاعران این مکتب شمرده می شود اما این ایده همچنان مشترک است که بی ربطی تصاویر و ناب بودن تخیلِ شکل دهنده ی آنها ، در جهت تقابل با عبور اتوماتیک و غیر ماندگار تصاویر خلق شده ، از ذهن ، ضرورت دارد.

لشگر شکست خورده ی کلمات در این بُعد از ایماژیسم دچار نوسان است و دائم از آن دور و یا به آن نزدیک می شود اما هرگز به نوعی بی ربطی بارز دست نمی یابد و همواره بین سطرها ، آشکار و پنهان ، ربطی هرچند موشکافانه به چشم می خورد:

من تو را از شهری که خودش را به چهارمیخ کشیده / پنهان کرده بودم / موهایم را از سر بریدند / بی آنکه زبان کوچکت به معجزه باز شود / اگر تو عیسی بودی / زیبایی و جنازه ام را با هم به دوش نمی کشیدیم ص45

شعر از ایماژیسم عبور کرد اما وجود مرکز را به ساختارگرایان پس از خودش احاله داد . حضور یک یا چند تصویر مرکزی که شعر در پیرامون آن ها گسترش می یابد از دیگر ویژگی های شعر تصویری ست اما شعرهای آیدا عمیدی در این کتاب ، اغلب از این خصیصه جدا شده و مرکزیت خود را به مفهوم و موضوع شعر واگذار کرده اند که تضاد این نوع گسترش با وضعیت ایماژیستی ، البته از اعجاب انگیز بودن وقوع سطرها کاسته است.

می خواستم از خیالت بزنم بیرون / بزنم به رگی که با شتاب به سمت قلبم می رود / بزنم / قطع کنم همه چیز را / با چاقویی که تو برایم تیز کرده بودی / اما / ایستاده ام / ایستاده ام و حیران به دستم نگاه می کنم / که سوخته / در بوسه ی بارانِ تو سوخته / و نمی توانم / نمی توانم / نمی توانم / میان خاکسترش / کلمات تپنده را بیابم ص74

پایه گذاران این مکتب معتقد بودند که شعر جدید به پیکرتراشی شباهت دارد و نه به موسیقی ، اما اشعارشان آهنگین بوده است و از دیدگاه آنان آهنگ و موسیقی در شعر بدون آنکه موجودیت خودِ شعر را تهدید کند  به نوعی نقش موسیقی متن در تجسم فیلم گونه ی تصاویر را بر عهده دارد. آیدا عمیدی در این وجه نیز از ایماژیسم پیروی نمی کند اما نقش نوینی را نیز برای موسیقی در شعرش معرفی نکرده است. وضعیت آهنگ با شدت و ضعف در شعرهای کتاب لشگر شکست خورده کلمات حفظ شده است. آنچنان که جایی به هویت شعر بدل می شود :

متولدین دی ماه پا پریان صحراگرد نسبت ساده ای دارند / ما شوق رسیدن به آب های آزادیم / من ماهی می شوم/ تو قایق بادبانی ص 57

و جایی کمرنگ و در حاشیه :

دیگر به ساحل برنمی گردم / راه باریک تر شده / باریکه های نور به هم نزدیک شده اند / راه از زیر سقف می گذرد / از میان دری که هنوز به دریا باز می شود ص 14

در پایان گمانم اشاره به این نکته لازم باشد که با توجه به تمایل نسبی در زمانه ی امروز و در جامعه ی شعرای فارسی زبان معاصر به شعر ایماژیستی ، به ویژه در حوزه ی شعر زنان ، به نظر می رسد که نوعی نگاه نو و بازآفرینی مکتب تصویرگرایی در وضعیت مدرن امروزی ، رویکردی ست که باید بیشتر مورد توجه و تدقیق قرار گیرد ، شاید که از این مسیر شعر امروز به دریچه های نوینی دست یابد که به نظر من ، آیدا عمیدی در برخی از شعراهای این کتاب به چنین فضایی نزدیک شده است.

هرمز شریفی